امیرعلی و ایلیاامیرعلی و ایلیا، تا این لحظه: 14 سال و 5 روز سن داره

امیرعلی و ایلیا ( دوقلوهای شیطون بلا)

92/3/24 سفر کیش + عکس

سلام به پسرای قند عسلم : پسرای خوبم امروز یازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری بود  ( خخخخ ) بگذریم , بگم براتون از اولین مسافرت زندگیتون ( کیش ) : خیلی خوش گذشت , خییییییییییییلی  کلی آب و هوامون عوض شد , هواش مثل استانبول بود شبای خنک و روزای کمی گرم ولی روی هم هوای خوبی داشت و بر عکس دفعه قبلی که رفته بودم هواش اذیت کن نبود ... پسرای گلم مرسی که اذیت نکردید , کلی هم خوشحال بودید , شکر خدا که گرما زده و اینا هم نشدید .. واستون سوپ فریز کرده بودم و سرلاک و شیرخشک هم برده بودیم , صبحانه هم هتل تخم مرغ داشت که شما نوش جان میکردید اونجا انقدر از شما عکس گرفتن ک...
25 خرداد 1392

19 خرداد 92 .....عکس شیرینکاری :-)

پسرای گلم : وای که هرچی از شیرینکاریاتون بگم کمه , یه وقتا انقدر دلم واستون قیلی بیلی (  ) میره , نمیدونم چیکار کنم خودمو میزنم .... آخه انقدرم  شیرین ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ واااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااای فداتون بشم من اما : * امیر علی جون :  -  با بایی که دستاشو میگیره جلو ت ( حالتی که میگه بیا بغلم ) تو هم دستتاتو مثل قنوت میگیره لباتو غنچه میکنه میگی : لووو هوو بوو , وای که آدم مییخواد بخوردت ...  -  دنده عقبی میری و 1 پایی میای جلو , گاهی هم زانوتو جمع میکنی میپری جلو  -  عاشق سیمی و 1 ساعت باهاش سرگرم میشی ایلیا جون : ...
19 خرداد 1392

یه عالمه عکس از شیرینکاریهای شما ( 10/3/92 )

عزیزای دلم : خیلی شیرین شدید و هر روز بیشتر از روز قبل دوستوووووون داریم پسرا سرما خوردید و سرفه میکنید * امیر علی میخواد کم کم 4 دست و پا راه بره و داره تمرین میکنه * ایلیا عاشق تاب سواری و همش دلش بازی میخواد و سیر هم نمیشه وروجک شدید حسابی , همش باید از زیر مبل و میز بکشمتون بیرون , قل میخورید و میرید اینور و اونور . میخوام عکسای خوشگلتونو بذارم ادامه مطلب تا کیف کنیییییییییییید  این عکسو خیلی دوست دارم , روز مادر بود امیر علی جونم میشینی و کلی هم ذوق میکنی ایلیا جووون عاشق تاب سواریه   امیرعلی جون تمرین چهاردست و پا رفتن ...
12 خرداد 1392

92/3/2 روز مرد

عزیزای دلم روزتون مبارررررررک , انشاالله شما دوتا عسل و مسل هم یه روزی بابا میشید و واستون روز پدر رو جشن میگیرن ( این جشن به عهده خانم و بچه ها میباشد ) عزیزای دلم امروز با هم رفتیم و واسه بابایی کیک خریدیم ] بعدم با کادو و سالاد میوه ( مخصوص مونس ) و شام ( کباب دنده که بابا عاشقش شد ) و خنده های شیرین شما از باباجون پذیرایی کردیم و کلی بهش خوش گذشت ... و اماااااااااااا : امیر علی جون میتونی چند دقیقه بشینی , خودتم خیلی دوست داری ... موهاتو کوتاه کردم و فشنیت بهم خورد ولی کوتاه که شد خیلی بهتر شده , ماه شدی دستاتو که میگیریم ( ایستاده ) تاتی میکنی !   ایلیا جون ... امروز گفتی بابا...
3 خرداد 1392
1